تبلیغات
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی* - خلاصه ای از تعریف ولایت فقیه
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی*
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1389 توسط علی | نظرات ()

همانطور که خداوند وعده داه است ، زمین بدون ولی خدا باقی نمیماند ، در شرایطی که امام معصوم غیبت دارد و ولی خدا در زمین به طور مستقیم نمیتواند مردم را هدایت و رهبری کند ، طبق روایات فقیهی جامع الشرایط ، که تمام شرایط یک ولی فقیه را در زمان غیبت امام زمان (ع) دارد ، رهبری یک جامعه اسلامی را بر عهده میگیرد ، اطاعت و پیروی از ولایت فقیه اطاعت و پیروی از امام زمان (ع) است ، اطاعت و پیروی از امام زمان (ع) هم اطاعت و پیروی از خداوند متعال است...
انقلاب اسلامی ایران ، ایجادش ، قطعا خواست و اراده و مورد عنایت خداوند و امام زمان (ع) بوده ، رهبری امام خمینی (ره) هم همچنین ، پس نتیجه میگیریم که اقا امام خمینی (ره) چه جایگاهی در نزد خداوند و امام زمان (ع) داشتند و رهبرییشان اتفاقی نبوده است ، رهبری و ولایت امام خامنه ای (مدظله العالی) هم همین مسئله کاملا صدق میکند...
اگر کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد ،چطور میتواند امام زمان (ع) را قبول داشته باشد ، قران و دین اسلام را هم قبول داشته باشد ، در نتیجه خداوند را هم قبول داشته باشد؟
نماز بی ولایت ، نماز بی وضو است...

بقیه متن در ادامه مطلب...
تعداد روایاتى كه براى اثبات ولایت فقیه، مورد استدلال قرار گرفته اند و مباحث مربوط به آنها، به اندازه اى است كه نیازمند تدوین كتاب و یا مقاله اى گسترده است[1] و در این مجال، امكان پرداختن به این مبحث وسیع وجود ندارد. تنها براى آشنایى كلّى با برخى از آنها، نخست تعدادى را به صورت مختصر نقل كرده، آنگاه در حدّ امكان به نتیجه اى كلّى كه از آنها مى توان گرفت، اشاره خواهد شد:
1. در روایات زیادى، از جمله روایت صحیحه ى ابوالبخترى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است:
العلماءُ ورثهُ الانبیاء;[2] علما وارثان انبیا و پیامبران الهى هستند.
2. در روایت معتبرى، سكونى از امام صادق(علیه السلام)و ایشان از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله)روایت مى كنند:
الفُقَهاءُ اُمناءُ الرُّسُلِ مالَم یَدْخُلُوا فى الدُّنْیا;[3] فقیهان تا زمانى كه دنیا زده نشده اند، امین و مورد اعتماد پیامبران هستند.
3. شیخ صدوق، با سندهاى متعدّد، از امیرمؤمنان على(علیه السلام)، از پیامبراكرم (صلى الله علیه وآله)نقل مى كند كه:
سه بار فرمودند: اللّهم ارحَم خُلفایى; خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خود قرار ده. پرسیدند كه: یا رسول اللّه، جانشینان شما چه كسانى هستند؟ در پاسخ فرمودند: اَلَّذینَ یَأتُونَ بَعدى وَ یَروُونَ حَدیثى وَ سُنَّتى كسانى كه بعد از من مى آیند، حدیث مرا روایت مى كنند و سنّت مرا به مردم مى رسانند[4] .
4. شیخ كلینى، با سند خود، از امام هفتم(علیه السلام)نقل كرده است كه در قسمتى از سخنان خود درباره ى منزلت دانشمندان دینى فرمودند:
الفُقَهاءُ حُصُونُ الاِسلامِ كَحِصْنِ سُورِ المَدینَهِ لَها;[5] فقیهان دژهاى مستحكم اسلام هستند همچون دژهاى شهر كه حفاظت از آن را بر عهده دارند.
5. از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است:
المُلُوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ وَالعُلَماءُ حُكّامٌ عَلى المُلُوكِ; پادشاهان حاكم بر مردم اند و علما بر پادشاهان حاكم اند[6].
6. شیخ صدوق، توقیع شریفى[7] را از امام زمان (عج) نقل مى كند; در آن توقیع، حضرت چنین نگاشته اند:
واَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فیها اِلى رُواهِ اَحادیثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْكُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِم...[8] و امّا حوادث جدیدى كه اتفاق مى افتد، درباره ى آنها به راویان حدیث ما رجوع كنید; زیرا آنها حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستیم.
7. در روایت مشهور ابوخدیجه از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است: اُنْظُرُوا اِلى رَجُل مِنْكُمْ یَعْلَمُ شَیْئاً مِنْ قَضایانا، فَاجْعَلُوُهُ بَیْنَكُمْ فَاِنّى قَدْ جَعَلْتُهُ قاضِیاً، فَتَحاكَمُوا اِلَیْهِ;[9] در میان دوستان خود، كسى را كه با احكام ما آشناست، پیدا كنید و او را میان خود (حاكم) قرار دهید، چون من او را قاضى قرار داده ام; پس براى رفع اختلاف به او مراجعه كنید.
8. در مقبوله ى عمر بن حنظله، نقل است كه گوید:
از امام ششم پرسیدم: در صورتى كه دو تن از دوستان و یاران شما در مسئله اى مثل ارث یا دِیْن، اختلاف داشتند، آیا مى توانند براى داورى به حاكم و قاضى دستگاه خلافت رجوع كنند؟ حضرت فرمودند: در این صورت نزاع را نزد طاغوت مطرح كرده اند و هر آنچه كه به نفع آنان حكم كند، هرچند حق مسلّمشان باشد، حرام است ، زیرا حقّ خود را با حكم طاغوت ستانده اند درحالى كه، خداوند در قرآن كریم، فرمان داده است كه به طاغوت كفر ورزند. پرسیدم: پس چه كنند؟ فرمودند: یُنْظُرانِ اِلى مَنْ كانَ مِنْكُمْ، قَد رَوى حَدیثِنا وَ نَظَرَ فى حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَفَ اَحْكامَنا فَلْیَرضُوا بِهِ حَكَماً فَاِنّى قَد جَعَلْتُهُ عَلَیْكُمْ حاكِماً، فَاِذا حَكَمَ بِحُكْمِنا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ، فَاِنَّما بِحُكْمِ اللّهِ اسْتَخَّفَ وَ عَلَیْنا رَدَّ وَ الرّادُّ عَلَیْنا اَلرّادُّ عَلَى اللّهِ فَهُوَ عَلى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللّهِ;[10] از میان خود كسى را پیدا كنند كه راوى حدیث ماست و در حلال و حرام، صاحب نظر است، حكم خود را به او واگذار كنند، تا میان ایشان داورى نماید; چرا كه من، چنین شخصى را بر شما حاكم قرار داده ام و هرگاه او به حكم ما داورى نمود و حكم او پذیرفته نشد، یقیناً حكم خداوند را كوچك شمرده و ما را انكار كرده اند و كسى كه ما را انكار كند و نپذیرد خدا را انكار كرده است، و این در حدّ شركِ به خداست.
9. در كتاب تحف العقول، روایتى طولانى از، امام حسین(علیه السلام)نقل است كه در فرازى از آن فرموده اند:
...مَجارى الاُمُورِ وَ الاَحْكامِ عَلى اَیْدِى العُلَماءِ بِاللهِ اَلاُمَناءِ عَلى حَلالِهِ وَ حَرامِهِ... ، [11] مجارى امور و حكم ها در دست عالمان به خدا و امینانِ بر حلال و حرام الهى است.
آنچه گذشت، تعداى از روایات ولایت فقیه بود كه بررسى سند و دلالت هر یك نیاز به مجال دیگرى دارد و در كتب مفصّل نیز این بررسى ها انجام گرفته است ، آنچه در اینجا به عنوان نگاهى به مجموعه ى این روایات مى توان داشت، آن است كه اگر این روایات كه از نظر سند، برخى صحیح و معتبر و برخى در میان فقیهان اسلامى مشهور و مقبول است، همگى در یك مجموعه مورد تأمّل قرار گیرند و انسان خردمندى در منزلت و جایگاهى كه در این روایات براى فقیهان جامع الشرایط برشمرده شده است اندیشه كند، مى بیند كه طبق این روایات، از نظر اهل بیت(علیهم السلام)فقیهان شیعه وارثان انبیا، امین پیامبران، جانشینان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، دژهاى مستحكم اسلام، حاكم بر پادشاهان، حجّت بر مردم از سوى امامان، حاكم و قاضى منصوب از طرف ائمه(علیهم السلام)، محل مراجعه در همه ى روى دادها و عهده دار امور و مجرى احكام، شمرده شده اند.
حال پرسش مهم آن است كه: اگر رهبر و پیشواى كشورى، این عناوین را براى كسى به كار برد، و فرد یا افرادى را با این ویژگى ها به مردم معرفى كرد، برداشت عرفى و عمومى پیروان و دوستان او، از این عناوین چه خواهد بود؟ آیا جز آن است كه آنان از این القاب و اوصاف، برداشت جانشین مى كنند و در صورت مسافرت یا بیمارى و یا غیبت رهبر، این فرد را عهده دار انجام وظیفه به جاى او مى دانند؟
بنابراین، به حكم آن كه محال هست كه حضرت ولى عصر(عج) دوستان و شیعیان خود را در عصر غیبت، در وادى حیرت رها كرده، تكلیف مردم را در عصر غیبت روشن ننموده باشند، با توجه به این روایات، و القاب و عناوینِ مندرج در آنها، كسى كه با فهم عرفى به این ادلّه نگاه افكَند، تردیدى نمى كند كه تمامى مسؤولیّت ها و وظایفى را كه امام زمان(عج) از نظر امامت و ولایت سیاسى بر عهده دارند، در زمان غیبت، به فقیه جامع شرایط واگذار نموده اند و مردم باید به ایشان مراجعه كنند; به ویژه آن كه بسیارى از روایات مربوط به شأن و منزلت فقها، به دست ما نرسیده و به قول مرحوم آیه الله بروجردى(رحمه الله) مفقود شده است.[12] در واقع مجموعه ى این روایات به گونه اى است كه انسان مى تواند ولایت فقیه را از آنها نتیجه گیرى نماید. چنان كه در ادلّه ى امامت امام على(علیه السلام)و دیگر امامان شیعه نیز وقتى انسان ادلّه و روایات را نگاه مى كند به امامت معتقد مى شود در حالى كه به قول مرحوم نراقى[13] روایاتى كه در مورد اثبات ولایت و امامت ائمه(علیهم السلام)وارد شده است و به آنها استدلال مى شود، مفاهیمى بیش از آنچه در روایاتِ مربوط به علما دیدیم، در بر ندارند و شیعیان در برابر اهل سنّت با استفاده از همین ادلّه از اعتقاد خویش دفاع مى كنند.
به علاوه، برخى روایات مربوط به ولایت فقیه، مثل مقبوله ى عمر بن حنظله كه ذكر كردیم، از احادیثى هستند كه هم از نظر سند مورد پذیرش فقیهان شیعه قرار گرفته اند و هم از نظر متن و مفاد، دلالتشان روشن است. در این روایت پس از آن كه امام(علیه السلام) فرمان مى دهند كه امّت نباید در امور خود به سلاطین جور و قضات آنها رجوع كند و باید نسبت به آنها كه طاغوت شمرده مى شوند، كفر ورزند و آنان را به رسمیّت نشناخته، با آنها مبارزه نمایند، فقیه عادل را به عنوان جاى گزین نظام طاغوتى معرفى مى كنند و مى فرمایند: هرگاه نیازى به دستگاه سلطان یا قاضى او شد، وظیفه ى شیعیان آن است كه از مراجعه به آنها خوددارى نموده، به فقیه عادل داراى شرایط كه از احكام خدا و حلال و حرام اهل بیت(علیهم السلام) آگاهى كامل دارد، مراجعه كنند و حكم او را بپذیرند و بدانند كه رد و انكار فقیه عادل، در حكم رد و انكار ائمه(علیهم السلام) و خدا و در حدّ شرك است.
امام خمینى (ره) درباره روایت مقبوله عمر بن حنظله معتقدند كه :
از صدر و ذیل روایت و آیه اى كه در حدیث ذكر شده است، استفاده مى شود كه موضوع، تنها، تعیین قاضى نیست كه امام(علیه السلام) فقط نصب قاضى فرموده باشد و در سایر امورِ مسلمانان تكلیفى معیّن نكرده، در نتیجه یكى از دو سؤالى را كه مراجعه به دادخواهى از قدرت هاى اجرایى ناروا بود، بلا جواب گذاشته باشد. این روایت از واضحات است و در سند و دلالتش وسوسه اى نیست ، جاى تردید نیست كه امام، فقها را براى حكومت و قضاوت تعیین فرموده است. بر عموم مسلمانان لازم است كه از این فرمان امام(علیه السلام) اطاعت نمایند.[14]

1- ر.ك: امام خمینى(رحمه الله)، ولایت فقیه، ص 48 - 114; محقّق نراقى، عوائد الایّام، ص 532 - 536 و سید محمد حسین حسینى تهرانى، ولایت فقیه، ج 1، ص 4.
2- محقّق نراقى، عوائد الایّام، ص 531.
3 ـ شیخ كلینى، اصول كافى، كتاب فضل العلم، باب 13، ح 5.
4 ـ شیخ صدوق، معانى الاخبار، ص 374 و همو عیون الاخبار الرضا، ج 2، ص 37.
5 ـ اصول كافى، كتاب فضل العلم، باب فقه العلماء، ح 3.
6 ـ كراجكى، كنز الفوائد، ج 2، ص 32، نقل شده در: محقق نراقى، عوائد الایّام، ص 532.
7 ـ اصطلاح توقیع، مخصوص نامه ها و پاسخ هایى است كه امام زمان (عج) در اوایل غیبت براى نوّاب و یاران نزدیك خود مى فرستادند.
8 ـ شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 483 و وسائل الشیعه، ج 18، ص 101.
9 ـ شیخ حر عامل، وسائل الشیعه، ج 18، ابواب صفات القاضى، باب 1، ح 5.
10 ـ همان، ابواب صفات القاضى، باب 11، ح 1.
11 ـ تحف العقول، ص 238 و عوائد الایام، ص 534.
12 ـ البدر الزاهر فى صلوه المسافر، ص 50 ـ 58.
13 ـ عوائد الایّام، ص 536 - 538.
14 ـ امام خمینى، ولایت فقیه، ص 81.




درباره وبلاگ

* طالب سبزم نه آن سبز ریا * سبز هم بازیچه شد ، مهدی (ع) بیا *

با سلام خدمت همه ی شما بزرگواران ، امیدوارم موضوعاتی را که در این وبلاگ عرضه میشود مورد قبول اقا امام زمان (ع) واقع شود ، ان شاءالله

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی



خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی



برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!



تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ام

دوبـاره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی



عمریست كه از حضور او جاماندیم

در خلوت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است كه ما برگردیم

ماییم كه در غیبت كبری ماندیم

اللهم عجل لولیك الفرج


پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام گزینه را بیشتر در این وبلاگ میپسندید؟







نویسندگان
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

برای کمک نقدی به ایتام نیازمند به صورت انلاین و اینترنتی ، میتوانید بر روی بنر های زیر کلیک کنید و مبلغ خود را از طریق اینترنت به حساب یکی از موسسات خیریه زیر واریز کنید:

صابرین
امام صادق(ع) فرموده‌اند : ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. (كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18) امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود: آقاجان! قربانتان بشوم,چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید , فرمودند :"شما که دعای فرج را نمی خوانید!شما دعای سلامتی من را می خوانید(یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن .... ) شما باید دعای الهی عظم البلاء را زیاد بخوانید." بحار الانوار ج99 ص119
فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا. سوره نساء/ایه ۴۴ “در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید!” آیا خدایی که برای آب وضو جانشین قرار داده، ممکن است برای زمان غیبت حجتش جانشین قرار نداده باشد؟ ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است ، قضیه ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ایجاد كرده باشد ، ولایت فقیه چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است ، همان ولایت رسول الله است. اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند ، خدا او (ولی فقیه) را ولی امر قرار داده است( حضرت امام خمینی(ره) )

نظر مشترک عمده ی محققین درباره ی زمان ظهور: علی رغم وقوع تعداد زیادی از علائم ظهور تا عصر حاضر و علی رغم این که دوران حاضر یکی از شبیه ترین ادوار به دوره ی عصر ظهور توصیف شده در روایات است، اما دست خداوند متعال در زمینه ی تعویق یا تسریع امر ظهور بسته نیست و چه بسا با کوتاهی و تعلل شیعیان منتظر و زمینه سازان ظهور، خداوند متعال زمان ظهور را به تعویق بیندازد. در واقع همان خداوندی که پازل نشانه های ظهور را در عصر حاضر در کنار یکدیگر چیده است، به همان اندازه و بلکه بیشتر قدرت دارد تا در صورتی که منتظران بی لیاقتی نشان دادند، در امر زمان ظهور « بداء » حاصل نماید و امر ظهور را به زمان دیگری موکول فرماید و در زمان های آینده نیز افرادی مشابه افراد عصر حاضر و نشانه هایی همچون نشانه های عصر حاضر بیافریند و ظهور را به آینده ای دورتر یا حتی نزدیک تر موکول نماید.
PageRank Checking Icon اخرین اخبار