تبلیغات
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی* - زنان منتظر در جهان معاصر
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی*
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 تیر 1390 توسط علی | نظرات ()

اشاره:
 

از طرفی مقوله انتظار فرج، در روایات معصومین، راهبرد عصر غیبت شمرده و از طرف دیگر، نقش زنان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی و شیعه، غیر قابل انکار است. آنچه در ذیل می‌خوانید گفتاری از استاد میرباقری برای تبیین جایگاه و مسئولیت زنان منتظر در عصر غیبت با توجه به تهاجم فرهنگ غرب می‌باشد که توسط ایشان مورد دقت و باز کاوی قرار گرفته است.

بقیه ی متن در ادامه ی مطلب...

ضرورت هدف گذاری صحیح برای بانوان منتظر
 

برای اینكه بتوانیم الزامات انتظار را در حوزه‌ مسئولیت و مأموریت جامعه بانوان درك كنیم، باید به چند نكته توجه نمود. نخست آنکه ما چه اهدافی را در انتظار ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرج الشریف) دنبال می‌كنیم، چرا که مأموریت ما به اندازة هدف ماست؛ اگر هدف‌ ما كوچك تعریف شد، مسئولیت و مأموریت‌های ما هم مسئولیت‌های كوچكی خواهند بود. ولی اگر هدف بزرگی را در نظر گرفتیم، به همان اندازه، مأموریتی كه بر دوش ما است، تعریف جدیدی پیدا می‌كند. برای پی‌بردن به این مقصود باید دید، كه در عصر ظهور اتفاق خواهد افتاد، چه گستره‌ای دارد؟ آیا در عصر ظهور، تنها حوزه‌ زندگی خصوصی و شخصی انسان‌ها متحول شده و معنویّت در زندگی خصوصی انسان‌ها وارد خواهد شد. در این صورت، انتظار فرج، تلاش برای ایجاد یك تحول معنوی در حوزه‌ زندگی خصوصی افراد است. ولی اگر آن دگرگونی، یک فراگیر در حوزه‌ زندگی خصوصی و اجتماعی انسان‌ها در مقیاس جامعه جهانی است و انقلابی در مجموعه حیات بشر اتفاق می‌افتد، مسأله به گونه‌ای دیگر است.

انتظار یعنی حرکت در مسیر تحول جهانی
 

در حیات طیّبه‌ای كه ما مدعی وقوع آن در عصر ظهور هستیم، كلّ جامعه‌ جهانی به مرحله‌ جدیدی از حیات، زندگی، احساس، درك و مطالبه می‌رسد. در این صورت، مراد از انتظار، حركت در مسیر چنین تحوّل عظیمی است، طبیعتاً در هر حوزه‌ای كه بخواهیم اقتضائات این انتظار را دنبال كنیم، باید برنامه‌ای برای دگرگونی همه جانبه تنظیم كنیم. زیرا معقول نیست که انسان منتظر، در انتظار یك تحول عظیم و همه جانبه در همه عرصه‌های جهان باشد، ولی اقداماتش معطوف به حوزه‌ خصوصی و زندگی شخصی خودش شود، البته در این میان، حتماً باید خودسازی كنیم و برای تحقّق ظهور، گسترش و بسط ولایت الهی در حیات خودم، باید مناسبات و اقتضائاتش را در زندگی خصوصی خود ایجاد كنیم. اما باید دانست مأموریت ما گسترده‌تر از ایجاد یك دگرگونی در حوزه‌ زندگی خصوصی است. بلکه باید متناسب با تصویری كه از عصر ظهور داریم، یك تغییر همه جانبه در زندگی خصوصی و اجتماعی ایجاد و آن را دنبال کنیم.

مروری بر شکل‌‌گیری و تسلط فرهنگ ضد دینی غرب
 

آنچه در غرب اتفاق افتاده، یك تحوّل همه جانبه در زندگی اجتماعی و خصوصی انسان‌ها بر محور ارزش‌های بنیادین حاكم بر جریان تجدد در غرب است.
ارزش‌هایی كه تمدن جدید غرب بر محور آن شكل گرفته، عبارت است از انسان‌محوری، آزادی‌های فردی و اجتماعی، البته از نوع آزادی از تقیّدات معنوی و امثال آن. دانشمندان غرب بر محور این ارزش‌ها، فلسفه، دانش، علم، عقلانیّت، تكنولوژی و فناوری را تولید و انقلاب علمی و صنعتی ایجاد كردند؛ آنها همه ساختارها و حتی مفاهیمی را كه در زندگی اجتماعی انسان‌ها جاری است، تحت تأثیر همان مفاهیم ارزشی خودشان بازتولید و در جهان منتشر کردند به طوری که شما الآن به هر زاویه‌ای از زوایای زندگی خودتان كه بنگیرید حتی زندگی مسلمان‌ها و موحدین و شیعیان ـ به روشنی می‌بینید که تحت تأثیر آن فرهنگ هستند. الآن الگوی خوراك و پوشاك و مسكن ما به شدت، تحت تأثیر آن موج جهانی است؛ حتی نحوه‌ رضایت‌مندی ما از زندگی دقیقاً بر محور طراحی و مدیریت غرب بعد از رنسانس، شكل گرفته است. بنابراین می‌بینید که آنها ارزشهای خودشان را به نوع زندگی ما و به ارزش‌هایی تبدیل كردند كه ما در عرصه زندگی‌مان به آن پایبند هستیم. حتی شرافت و تحقیر انسان بر مبنای آنها تعریف می‌شود.
آنها نه فقط ارزش‌ها، بلکه حتی ذائقه‌ و ذهنیت ما را هم تغییر دادند؛ الآن بسیاری از چیزهایی كه در ذهن ما ارزش دارد، ارزش‌هایی است كه بعد از رنسانس تولید و بعد در جامعه جهانی گسترش داده شده و هم اکنون الآن هم دنبال گسترش بیشتر و جهانی سازی همان ارزش‌ها هستند.
بعد از ماجرای 11 سپتامبر ـ كه غرب یك جنگ نظامی تمام عیار را علیه دنیای اسلام شروع كرد ـ متفكرین غرب نامه نوشتند و از اقدامات نظامی بوش دفاع كردند، چرا که استدالال آنها این بود كه ما باید ارزش‌های امریكایی را در جهان، تعمیم و توسعه بدهیم و در همین راستا اگر جایی هم لازم باشد برای گسترش این ارزش‌ها جنگ نظامی به راه می‌اندازیم. از نظر آنها حتی جنگی‌های نظامی ـ كه به كشتارهای جمعی بر اساس استفاده از سلاح‌های غیر متعارف، مثل سلاح شیمیایی و اتمی منتهی بشود ـ كاملاً امری اخلاقی است.
غربی‌ها به شدت دنبال این مطلب هستند كه ارزش‌های خودشان را در همه عرصه‌های زندگی ما وارد کنند حتی در تعیین رنگ لباس، مدل راه رفتن، مدل درست كردن مو و آرایش ظاهری، اما باید بدانیم آنها وقتی می‌توانند مدل لباس یك جوان، یا زیباشناسی‌ای كه از نوع آرایش شخصی یک نفر را تغییر دهند که قبلاً فكر و روح او را تصرف کرده باشند.
از این گسترده‌تر مدل‌هایی است كه برای زندگیِ ما درست کرده‌اند. فرض كنید مدل مطلوبی كه بانوان باید در زندگی اجتماعی خودشان دنبال كنند، چه مدلی است؟ چقدر باید درس بخوانند و چگونه درس بخوانند؟ اشتغال و پوشش‌شان چگونه باید باشد؟ ارتباط‌شان با اقشار دیگر چگونه باید تعریف شود؟ روابط عاطفی و فیزیكی‌شان با مردها چطور باید باشد؟
سیاست‌مداران غربی، همه اینها را ارزش سازی و به جامعه جهانی منتقل کرده‌اند و الآن بسیاری از چیزهایی كه ما ارزش می‌دانیم همان بازتولید شده ارزش‌های محوری در حوزه حقوق بانوان است. آنها ارزش‌ها را به حقوق، ساختارهای اجتماعی، هنر و زیباشناسی و زیباپسندی و امثال اینها تبدیل کرده‌اند؛ حتی نوع تحصیل بانوان دنیای اسلام نیز بر این محور استوار شده است. باید بدانیم اصلاً مسئله این نیست كه بانوان تحصیل كنند یا نه؟ معلوم است که عالِم و آگاه بودن، خوب است؛ اما مسئله این است که نگاه ما به علم، تعلیم و تعلّم و نیز مأموریت ما در حوزه آگاهی یافتن، آموزش‌ها و به كارگیریِ این آموزش‌ها و حرفه‌ها در زندگی اجتماعی و فردی، تابع یك سری ارزش‌ها و به تبع آن، برنامه‌ریزی خاصی است كه تمام آن مبتنی بر فرهنگ مدرن غرب است.

لزوم انتظار برنامه‌ریزی شده
 

اگر شما در مقابل این فرهنگ، هم معنویت، توحید، عدالت و تعالی انسان را دنبال می‌كنید باید این تعالی و عدالت معنوی و ارزش‌های معنوی را به یك شبكه ارزش‌ها تبدیل و بعد آن را به برنامه‌ای برای زندگی اجتماعی و خصوصیِ همه‌ ما و از جمله برای بانوان تبدیل كنید؛ ببینید نظریه پردازان غرب، چگونه زنان را از حوزه زندگی خصوصی به زندگی اجتماعی وارد کرده‌اند! این وضعیتی كه شما در ارتباط زن و مرد در غرب شاهد هستید، پوشش، فرهنگ، ارتباطات و مراودات‌شان، یك امر دیرپایی نیست؛ اگر سه چهار قرن به عقب بروید در خود غرب واقعاً پوشش و حجاب و مسائلی از این دست در روابط اجتماعیِ زنان غربی وجود داشته است. بعد از رنسانس، ارزش‌هایی را محور قرار داده و بر اساس آن انتظارات اجتماعی را ایجاد و تبدیل به اخلاق اجتماعی كردند، و آنها را متناسب با رشد تكنولوژی، تغییر دادند. الآن شما می‌بینید که چگونه جامعه بانوان را اداره می‌كنند. البته این امر مختص به جامعه بانوان هم نیست، آنها برای همه انسان‌ها و برای همه ساعات زندگی‌شان برنامه‌ریزی نمودند كه باید چطور و در كجا متولد شود؟ چطور از این مادر در دوران بارداری تغذیه شود و بعد چگونه باید به مهدكودك‌ها تحویل و محل پرورش اجتماعی كودكان داده شود؟ از كجا این كودك باید وارد عرصه آموزش و تعلیم بشود؟ در كجا استخدام شود و چطور زندگی كند؟ چند سال كار كند و بازنشستگی‌اش چگونه باشد؟ برای شصت، هفتاد سال، برنامه‌ریزی کرده‌اند و هیچ لحظه‌‌ای را خالی نگذاشته‌اند. واقعاً نوع زندگی بانوان در غرب كاملاً مدیریت و ارزش‌سازی می‌شود. در ذهن آنها ایجاد انتظارات شده و سپس، بر آن اساس برنامه‌ریزی می‌شود. قرن غرب، ارزش‌ها را با اختلافات و تغییراتی كه اقتضای مناطق، اقوام و ملل مختلف است، جاری نموده و هم اکنون برای حل بحران مشروعیّت و مشكلاتی كه در برخورد و تحقیر فرهنگ‌های دیگر داشتند، به دنبال تنوّع فرهنگی و ایجاد یك هم‌گرایی در بین فرهنگ‌های مختلف بر اساس ارزش‌های بنیادین غربی هستند و در عین اینكه تنوّع فرهنگ‌ها را در این برنامه‌ریزی جدید ملاحظه می‌كنند، می‌خواهند همه این فرهنگ‌ها به فرهنگ خُرده تبدیل شود و بر محور ارزش‌های بنیادین غرب ساماندهی شود.
ما نیز باید در مقابل غرب همین گونه عمل کنیم، یعنی اگر منتظر یك تحوّل همه جانبه و فراگیر در همه ابعاد حیات انسان هستیم، باید بتوانیم ارزش‌هایی را که منتظر تحققش هستیم، مدیریت كنیم تا آرام آرام وارد زندگی ما شده و به مدل زندگی ما تبدیل شوند؛ یعنی الگوی خوراك، پوشاك، مسكن، ارتباطات، اشتغال، خانه‌داری، حضور در محیط اجتماعی و... را بر اساس آن ارزشها شكل دهیم.

ضرورت بازنگری مفهوم انتظار
 

بنابراین اگر واقعاً می‌خواهیم بانوان منتظر تربیت كنیم، باید مفهوم انتظار را ـ به خصوص در زمینه مسئولیت‌هایی كه بر دوش بانوان است ـ بازتولید و این را در همه ابعاد زندگی‌شان جاری کنیم. ارزش‌ها و مفاهیم و ساختارهای اجتماعی كه متناسب با آن تولید می‌شود، همه اینها باید از نو، بر محور مفاهیم و ارزش‌های اصلی ـ كه شما در دوره ظهور آن را می‌خواهید محقّق ببینید ـ بازتولید شود و مدیریتی اتفاق بیفتد كه این مفاهیم تولید شده آرام آرام تبدیل به نوع زندگی بانوان شوند. به همین علت باید یك پژوهش جامع و بعد از آن یك برنامه‌ریزی کامل صورت گیرد. البته منظور از این «بعد»، بعد رُتبی نیست، بلكه ترتّب منطقی بین‌شان است.

فرهنگ انتظار و تدوین نظام جامع
 

آنچه كه غفلت از آن مانع رسیدن به مقصد می‌شود، این است که در تولید فرهنگ زندگی و تبدیل آن به برنامه باید در مقیاس كلان، برنامه‌ریزی شود. وقتی که میدان درگیریِ ما با فرهنگ مدرن و ارزش‌های مدرنیته ـ كه به یك برنامه و فرهنگ برای همه‌ ساحت‌های زندگی تبدیل شده ـ یك میدان درگیریِ بزرگ است؛ پس باید نقشه ما جامع باشد و لو مقیاس عمل، كوچك باشد.
اگر شما در میدانی بجنگید كه دشمن با یك نقشه كلان و از زوایای مختلف، شما را در معرض تهدید و هجوم قرار داده، برنامه‌ریزی شما برای فتح یك سنگر و یك ضلع، بدون توجه به هجوم همه جانبه، قطعاً ناكارآمد خواهد بود. اتفاقاً یكی از نكات ضعف برخورد ما با تهاجم فرهنگیِ غرب همین است كه نقشه آنها جامع، فراگیر، دورنگرانه و برای همه عرصه‌های حیات است و می‌خواهند یك توسعه پایدار و همه جانبه را در مقیاس جامعه جهانی مدیریت كنند، اما ما در مواجهه با آن، در مقیاس خُرد، برنامه‌ریزی می‌كنیم. مثلاً آنها وقتی برای تغییر اخلاق و فرهنگِ تأمین غرائز انسان برنامه‌ریزی می‌كنند، می‌خواهند نگاه انسان را به این غریزه و كارآمدی و نوع بهره‌مندی و فعال‌سازی‌اش و نوع ارتباط اقشار و اخلاق و عاطفه‌ای كه باید در این زمینه حاكم باشد، تغییر دهند. بر این اساس، هم مبانی‌اش را تولید می‌كنند و هم آن را از طریق هنر به محصولات فرهنگی تبدیل کرده و بعد هم در زندگی بشر جاری می‌كنند؛ ارتباط اقشار و مفهوم ارتباط زن و مرد و ارتباطات عاطفی و غریزی آنها را تغییر می‌دهند؛ معنای نیازمندی انسان را در این عرصه عوض می‌كنند و مقیاس احساس نیاز را به شكل مغالطه آمیزی بالاتر می‌برند تا همه افرادی را كه تشكیل خانواده داده‌اند دچار بحران کرده و به این وسیله مفهوم خانواده را عوض كنند. آنها این طور عمل می‌کنند ولی ما می‌خواهیم با وام ازدواج این مشكل را حل كنیم! نه اینکه این اقدام نشود، اگر این اقدام درون یك نقشه‌ جامع و تعریف شده باشد، بسیار خوب است؛ ولی اگر ما خیال کنیم كه خطر دشمنی که با هجوم فرهنگی و در قالب جنگ نرم به سراغ ما آمده را می‌توانیم فقط با وام ازدواج، رفع كنیم؛ نگاهی کوته‌بینانه است! دشمن، اخلاق را به صورت نسبی، تابع تكامل و تكنولوژی تعریف می‌كند و به دنبال تغییر مفهوم اخلاق و ارزش‌ها با یك برنامه‌ریزی جامع است، اما ما می‌خواهیم این را از طریق یك برنامه‌ریزی خُرد حل كنیم.
اگر ما مأموریت خودمان را بازتولید حقیقت انتظار و لوازم آن در حوزه فرهنگ و اقتصاد و همه عرصه‌های حیات بانوان بدانیم و بخواهیم این مفهوم و ارزش‌هایی را ـ كه نمایان‌گر انتظار هستند و در دل یك انسان منتظر به عنوان ارزش‌های محوری دنبال می‌شوند ـ محقق كنیم، نباید فقط در حوزه خصوصی خودمان برایش برنامه‌ریزی كنیم. اینکه یک آدمِ اخلاقی بشویم، كافی نیست. ما باید برای تحقق این ارزش‌ها در عرصه حیات اجتماعی و فردی و همه ساحت‌ها و زمان‌های زندگی، از طفولیت تا هنگام مرگ، تلاش و برنامه‌ریزی کنیم و در این بازتولید، در یك نقشه جامع عمل نماییم.

حاصل سخن
 

نمی‌توان مسئله ارتباط اقشار، مأموریت‌های زن در خانواده، نوع تحصیل و نوع حضور اجتماعی را جدای از بقیه مسائل برنامه‌ریزی نمود. البته در برنامه‌ریزی برای تغییر نوع نگاه بانوان به زندگی و آرمان‌ها و روابطشان باید در مقیاس ممكن و كوچكی عمل كنیم. این امر باید درون حلقه‌هایی از یك‌سری اقدامات تعریف شده در یك برنامه‌ جامع که به سمت تحقق ارزش‌های انتظار در حوزه زندگی خصوصی و جمعی بانوان می‌رود دنبال شود كه این امر، نیاز به تفكر و پیگیری دارد. این مأموریت را باید بر روی دوش خود بانوان گذاشت؛ یعنی خود آنها هستند كه باید بسیاری از مسائل خودشان را با دنیای غرب ـ كه در صدد استحاله‌ انسان و منحل کردن روح انسانیت و هویّت جمعی انسان‌ها در فرهنگ سرمایه‌داری است و به انسان به عنوان یك منبع تولید سرمایه و ثروت نگاه می‌كند و تمام برنامه‌ریزی‌اش روی انسان به عنوان یك منبع ثروت است ـ حل کنند.
خود بانوان هستند كه باید با این سیطره‌ فرهنگ غرب بر زندگی و هویّت جمعی آنها به شدت مبارزه كنند؛ خودشان مفاهیم را بازتولید و برای تحقّق و عملیاتی و اجرایی شدنش در همه عرصه‌های زندگی، تلاش كنند.1

پی‌نوشت‌ها:

نویسنده : حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدمهدی میرباقری ، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم 

1. سخنرانی در همایش زنان منتظر، مسجد مقدس جمکران، 31/4/89، با تلخیص و تغییر در سجاوندی جملات.
 

منبع:نشریه امان ،شماره 29

درباره وبلاگ

* طالب سبزم نه آن سبز ریا * سبز هم بازیچه شد ، مهدی (ع) بیا *

با سلام خدمت همه ی شما بزرگواران ، امیدوارم موضوعاتی را که در این وبلاگ عرضه میشود مورد قبول اقا امام زمان (ع) واقع شود ، ان شاءالله

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی



خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی



برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!



تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ام

دوبـاره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی



عمریست كه از حضور او جاماندیم

در خلوت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است كه ما برگردیم

ماییم كه در غیبت كبری ماندیم

اللهم عجل لولیك الفرج


پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام گزینه را بیشتر در این وبلاگ میپسندید؟







نویسندگان
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

برای کمک نقدی به ایتام نیازمند به صورت انلاین و اینترنتی ، میتوانید بر روی بنر های زیر کلیک کنید و مبلغ خود را از طریق اینترنت به حساب یکی از موسسات خیریه زیر واریز کنید:

صابرین
امام صادق(ع) فرموده‌اند : ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. (كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18) امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود: آقاجان! قربانتان بشوم,چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید , فرمودند :"شما که دعای فرج را نمی خوانید!شما دعای سلامتی من را می خوانید(یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن .... ) شما باید دعای الهی عظم البلاء را زیاد بخوانید." بحار الانوار ج99 ص119
فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا. سوره نساء/ایه ۴۴ “در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید!” آیا خدایی که برای آب وضو جانشین قرار داده، ممکن است برای زمان غیبت حجتش جانشین قرار نداده باشد؟ ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است ، قضیه ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ایجاد كرده باشد ، ولایت فقیه چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است ، همان ولایت رسول الله است. اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند ، خدا او (ولی فقیه) را ولی امر قرار داده است( حضرت امام خمینی(ره) )

نظر مشترک عمده ی محققین درباره ی زمان ظهور: علی رغم وقوع تعداد زیادی از علائم ظهور تا عصر حاضر و علی رغم این که دوران حاضر یکی از شبیه ترین ادوار به دوره ی عصر ظهور توصیف شده در روایات است، اما دست خداوند متعال در زمینه ی تعویق یا تسریع امر ظهور بسته نیست و چه بسا با کوتاهی و تعلل شیعیان منتظر و زمینه سازان ظهور، خداوند متعال زمان ظهور را به تعویق بیندازد. در واقع همان خداوندی که پازل نشانه های ظهور را در عصر حاضر در کنار یکدیگر چیده است، به همان اندازه و بلکه بیشتر قدرت دارد تا در صورتی که منتظران بی لیاقتی نشان دادند، در امر زمان ظهور « بداء » حاصل نماید و امر ظهور را به زمان دیگری موکول فرماید و در زمان های آینده نیز افرادی مشابه افراد عصر حاضر و نشانه هایی همچون نشانه های عصر حاضر بیافریند و ظهور را به آینده ای دورتر یا حتی نزدیک تر موکول نماید.
PageRank Checking Icon اخرین اخبار