تبلیغات
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی* - شرحی كوتاه بر احادیث امام زمان (عج) - قسمت اول
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی*
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390 توسط علی | نظرات ()

نهى از تشكیك

 
قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(لا عُذْرَ لاََحَد مِنْ مَوالینا فی التَّشْكیكِ فیما یؤَدّیهِ عَنّا ثِقاتُنا)[1]
در تشكیك نسبت به روایاتى كه موثّقان از ما براى شما نقل مى كنند، احدى از شیعیان ما عذرى ندارند.

بقیه ی متن در ادامه ی مطلب...

شرح
 

این عبارت قسمتى از توقیعى است كه از سوى حضرت به "قاسم بن علا " درباره ى "احمد بن هلال عبرتایى " و دورى از او صادر شده است.
فقهاى عظام، در كتاب هاى استدلالى اصول، براى حجّیت خبر ثقه، به این روایت تمسك كرده اند; زیرا در واقع، حضرت در این روایت، به متابعت و قبول روایات كسانى امر كرده است كه مورد وثوق اند و سنّت اهل بیت(علیهم السلام) را نقل مى كنند.
مفاد حدیث، آن است كه، كسى حقّ ندارد در روایاتى كه اصحاب مورد وثوق از اهل بیت(علیهم السلام) نقل كرده اند، تشكیك كند و به آن ها ترتیب اثر ندهد، مگر در صورتى كه علم به خطاى آن داشته، یا مفاد خبر، مخالف با كتاب و یا سنّت قطعى یا عقل سلیم باشد; زیرا این ثقات از اصحاب اند كه واسطه ى نشر معارف اهل بیت(علیهم السلام) هستند و تشكیك در روایات آنان سبب مى شود كه چیزى از معارف اهل بیت(علیهم السلام) به دست ما نرسد.
شایان ذكر است كه وثاقت درجاتى دارد كه بعضى از مراتب آن، ملازم با عدالت، بلكه فوق عدالت است. تعبیرى كه امام حسین(علیه السلام) براى حضرت مسلم بن عقیل در نامه ى خود به اهل كوفه بیان داشته اند، مرتبه ى فوق عدالت را مى رساند; آن سخن چنین است:
من، به سوى شما، برادر و پسر عمو و مورد وثوق از خاندانم، مسلم بن عقیل را مى فرستم.[2]

رجوع به فقها در عصر غیبت
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعوُا فیها إِلى رُواهِ حَدیثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیكُمْ وَأَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیهِمْ)[3]
امّا در رویدادهاى زمانه، به راویان حدیث ما رجوع كنید. آنان، حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنانم.

شرح
 

این حدیث، از جمله مطالبى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب مسائل اسحاق بن یعقوب فرموده اند. در این حدیث شریف، حضرت به وظیفه ى شیعیان در حوادث پیش آمده در عصر غیبت اشاره كرده اند.
حضرت، شیعیان را براى فهمیدن احكام شرعى و سایر مسائل اجتماعى، به راویان احادیث، كه همان فقهاى شیعه هستند، ارجاع مى دهد; زیرا آنان هستند كه احادیث را خوب فهمیده اند، و عام و خاص، محكم و متشابه، و صحیح و باطل را مى شناسند.
"روات حدیث " از نظر حضرت(علیه السلام) كسانى نیستند كه روایت را فقط نقل مى كنند بدون این كه آن را درست بفهمند; زیرا چنین افرادى، نمى توانند گره از مشكلات فقهى و ... بگشایند.
رجوع به فقها در عصر غیبت، نه یك امر مستحب، بلكه یك واجب شرعى است; زیرا، آنان منصوب امام براى این كار هستند و از فرمان حضرت نمى توان تخلّف كرد.

مراعات شیعه
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(إِنّا غَیرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَلا ناسینَ لِذَكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ)[4]
ما در رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند.

شرح
 

حضرت(علیه السلام) دو توقیع براى شیخ مفید(رحمه الله) صادر فرموده است. در توقیع اول، حضرت به شیعیان خود این بشارت را مى دهد كه شما، دائماً، تحت نظر و مراعات ما هستید و هرگز فراموش نمى شوید; از این رو، از خطر دشمنان در امانید. شیعه به سبب ظلم ستیزى و پیروى از حق و حقیقت، دائماً، مورد تعرّض حكّام جور و معاندان و مخالفان بوده است; لذا، به كسى نیاز دارد كه در سختى ها و گرفتارى ها او را یارى كند و از نابودى نجاتش دهد. در این توقیع، حضرت(علیه السلام) این بشارت را به شیعه مى دهد كه با وجود غایب بودنم، شما را حمایت مى كنم و هرگز نمى گذارم نقشه ى دشمنان حق و حقیقت به ثمر نشیند و مذهب شیعه و شیعیان نابود شوند. گره گشایى هایى كه حضرت در طول دوران امامت خویش انجام داده، نمونه هایى رسا براى صحت وعده ى حضرت است.

دفع بلا از شیعه
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(أَنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، وَبی یدْفَعُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَشیعَتی)[5]
من، خاتم اوصیایم. خداوند، به سبب من، بلا را از اهل و شیعیانم دفع مى كند.

شرح
 

این حدیث شریف را شیخ صدوق و شیخ طوسى(رحمهما الله) از ابونصر خادم نقل كرده اند. ابونصر مى گوید:
بعد از آن كه به خدمت آن حضرت رسیدم، فرمود: "آیا مرا مى شناسى؟ " عرض كردم: "بلى. " فرمود: "من كیستم؟ " عرض كردم: "تو آقاى من و فرزند آقاى منى. " حضرت فرمود: "من از تو این سؤال را نپرسیدم! " عرض كردم: "خدا مرا فداى تو گرداند! حال خود را، براى من شرح كن. " حضرت فرمود: "من، خاتم اوصیا هستم. خداوند، به سبب من، بلا را از اهل و شیعیانم دفع مى كند.
در این قسمت از حدیث، حضرت(علیه السلام) به دو نكته اشاره كرده اند:
1. آن حضرت خاتم اوصیاست و وصایت و امامت، به وجود ایشان ختم شده است. ممكن است منظور از وصایت در این جا، وصایتى باشد كه از فرزند حضرت آدم(علیه السلام)، هابیل یا شیث شروع و به امام زمان(علیه السلام)ختم شده است و نیز ممكن است مراد از "خاتمیت در وصایت " در قبال وصایتى باشد كه از على ابن ابى طالب(علیه السلام) شروع شده است. در هر صورت، پس از ایشان، هیچ امامى نخواهد بود و هركس ادعاى امامت كند، باطل، و مدعى آن دروغ گو است.
2. شیعیان حضرت، در طول تاریخ، گرفتار انواع بلاها و مصایب خواهند شد. امام زمان(علیه السلام) در این حدیث شریف مى فرماید:
تنها به سبب من است كه خداوند اهل بیت و شیعیانم را از گرفتارى و بلاها نجات خواهد داد.
این كلام دو احتمال دارد:
الف) مراد حضرت، عصر غیبت باشد; در این صورت، منظور این است كه شیعیان، در دوران غیبت، تنها با توسّل به حضرت مى توانند گرفتارى ها را از خود دفع كنند.
حضرت(علیه السلام) در توقیع خود به شیخ مفید(رحمه الله) فرمود:
ما در سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند.[6]
ب) مراد حضرت، عصر ظهور باشد; در این صورت، مقصود این است كه خداوند متعال با ظهور حضرت و غلبه اش بر تمام ظالمان، بلاها و مصایب را از اهل و شیعیانش دور مى كند.
جمع بین این دو احتمال نیز ممكن است; به این معنا كه حضرت(علیه السلام)هم در غیبت و هم هنگام ظهور خویش گرفتارى را از شیعیان دور مى سازد.

آزار دهندگان امام زمان(علیه السلام)
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَهِ وَحُمَقاؤُهُمْ، وَمَنْ دینُهُ جِناحُ الْبَعُوضَهِ أَرْجَحُ مِنْهُ)[7]
نادانان و كم خردان شیعه و كسانى كه پر و بال پشه از دین دارى آنان برتر و محكم تر است، ما را آزار مى دهند.

شرح
 

این عبارت، بخشى از توقیعى است كه حضرت(علیه السلام) در جواب نامه ى محمّد بن علىّ بن هلال كرخى فرستاده است. این توقیع، در ردّ طایفه اى از غالیان است كه به شركت ائمه(علیهم السلام) با خداوند در علم و قدرت او معتقدند!
یكى از وظایف شیعه این است كه امامان را همان طور كه هستند، بشناسد، نه آنان را در سطح افراد عادى پایین آورد و نه در قدرت و ... شریك خداوند یكتا قرار دهد.
در روایات فراوانى، مقام امامان و وظیفه شان به خوبى بیان شده و لازم است با مراجعه به آن ها، تفكّر خویش را درباره ى امامان اصلاح كنیم.
اعمال و رفتار و اعتقاد غالیان، سبب شد كه مخالفان، شیعه را تكفیر كنند و گروهى از آنان نیز به نجاست و واجب القتل بودن شیعه فتوا دهند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نهج البلاغه در كلامى مى فرماید:
دو كس در مورد من هلاك مى گردد: یكى آن كس كه در دوستى با من به راه افراط مى رود، دیگرى آن كه در دشمنى با من، سخت به تفریط مى افتد.[8]

نهى از تكلّف و به زحمت انداختن
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(لا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ ما قَدْ كُفیتُمْ)[9]
خود را براى دانستن آن چه از شما نخواسته اند به مشقت نیندازید.

شرح
 

این عبارت از جمله مطالبى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب سؤال هاى اسحاق بن یعقوب تذكّر داده اند.
از این حدیث شریف چند نكته استفاده مى شود كه به برخى از آن ها اشاره مى كنیم:
1. همه ى افراد، از نظر عقلى و توان درك و فهم، یك سان نیستند. برخى، مطالب فلسفى و عقلى و استدلالى را به راحتى درك مى كنند و برخى چنین نیستند; بنابراین، هر كس باید اندازه ى فهم خود را بداند و بیش از آن، خود را به زحمت نیندازد; زیرا، به طور نمونه، كسى كه توان فهم مطالب عرفانى را ندارد، اگر وارد این مباحث شود، یقیناً، با مشكل روبه رو خواهد شد و چه بسا به گمراهى افتد.
2. شارع مقدّس اسلام، برخى مطالب را نخواسته آشكار كند. حضرت در این روایت مى فرماید:
به همان اندازه كه براى شما روشن شده است، قناعت كنید و خود را براى فهمیدن آن چه از شما مخفى شده است، به زحمت نیندازید.
مثلاً برخى به دنبال این اند كه بدانند حضرت، الآن، در كجا زندگى مى كنند و ...; علم این مطالب بر ما پوشیده است. آن چه براى ما روشن است، این است كه حضرت، زنده است. وظیفه ى ما، آماده كردن اوضاع براى ظهور ایشان است. ما نباید خود را براى اطلاع از نحوه ى زندگى حضرت و ... به زحمت بیندازیم; زیرا، این امور، نفعى براى ما ندارد; لذا علمش نیز در اختیار ما نیست.
3. هم چنین، به طور مثال، اگر كسى لباسش پاك بوده باشد و شك كند كه نجس شده است یا نه، باید حكم را بر پاكى لباس بگذارد; ولى بعضى به این مقدار اكتفا نمى كنند و خودشان را به زحمت مى اندازند و براى یافتن نجاست احتمالى، همه ى لباس را نگاه مى كنند تا علم حاصل كنند! از ما چنین علمى را نخواسته اند.

عاقبت به خیرى
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ، وَمِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى، وَمِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَمُرْدِیاتِ الْفِتَنِ)[10]
از نابینایى پس از بینایى، و از گمراهى پس از هدایت، و از رفتار هلاكت بار و فتنه هاى نابود كننده، به خدا پناه مى برم.

شرح
 

این عبارت، بخشى از توقیعى است كه امام زمان(علیه السلام) به نایب نخست و دوم خود، عثمان بن سعید عمرى و فرزندش محمّد فرستاده است. حضرت(علیه السلام) بعد از سفارش به امورى در امر غیبت و تثبیت قلوب شیعیان در این امر مهم، از چند چیز به خدا پناه مى برد كه هر كدام از آن ها براى ما درسى عظیم است:
1. حضرت(علیه السلام) از ضلالت بعد از هدایت به خدا پناه مى برد; زیرا اگر كسى هدایت شود و حقّ و حقیقت را درك كند، ولى پس از مدّتى دست از آن بردارد، حجّت بر او تمام شده و قطعاً، خسارتى جبران ناپذیر را متحمل مى شود. چنین كسى سعادت پایدار را پس از شناخت و معرفت، ترك كرده و عذاب جاوید را بر جان خود خریده است.
2. هم چنین، حضرت از اعمال سیئه اى كه انسان را به هلاكت و نیستى مى رساند، به خدا پناه مى برد; زیرا انسان همیشه در خطر از دست دادن ایمان خویش است. هوا و هوس ها و وسوسه هاى شیطان، انسان را تا دَم مرگ رها نمى كنند. از این بخش، اهمّیت و دشوارى ایمان را مى توان فهمید.
3. آن حضرت، به خداوند متعال، از فتنه هاى خطرناك و مهلك كه انسان را از اوج عزّت به ذلّت مى كشانند، به خداوند پناه مى برد. طبق نصّ صریح قرآن، انسان در معرض امتحان هاى دایمى است. خداوند متعال مى فرماید:
(أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لایفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ...)[11]; آیا مردم چنین پنداشتند كه به صِرف این كه گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رهایشان كنند و بر این ادعا هیچ امتحانشان نكنند؟ ما امّت هایى را پیش از اینان امتحان نمودیم.
این امتحان ها گوناگون اند و شدّت و ضعف دارند. گاهى مربوط به بدن و مال و گاهى مربوط به دین است و ... در همه ى این ابتلائات، چه كوچك و چه بزرگ، باید به خدا توكّل كرد و با سرافرازى بیرون آمدن را از او خواست.

پیروزى حق بر باطل
 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَلْحَقِّ إِلاّ إِتْماماً، وَلِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقاً)[12]
اراده ى حتمى خداوند بر این قرار گرفته است كه ـ دیر یا زود ـ پایان حق، پیروزى، و پایان باطل، نابودى باشد.

شرح
 

این عبارت، قسمتى از جوابى است كه حضرت(علیه السلام) به نامه ى احمد بن اسحاق اشعرى قمّى داده اند. حضرت، در این نامه، بعد از ردّ ادعاى جعفر (عموى خود)، خودش را وصىّ و امام بعد از پدرش امام حسن عسكرى(علیه السلام) معرفى مى كند; آن گاه به این نكته اشاره مى كند كه سنّت الهى به این تعلّق گرفته است كه حقّ و حقیقت را یارى كند و به جایگاه رفیع خود برساند، هر چند در طول تاریخ با آن مبارزه شود; از طرف دیگر، سنّت الهى به این تعلّق گرفته است كه باطل ـ هر چند مدّتى جولان دهد و حاكم باشد ـ نابود گردد و جز اسمى از آن باقى نماند. سرنوشت فرعون ها و ... این نكته را به خوبى نشان داده است; لذا بر ماست كه همیشه، دنباله رو حقّ و حقیقت باشیم و از تلخى ها و دشوارى ها در این مسیر نهراسیم، و هیچ گاه دل به ظاهر فریبنده ى باطل نبندیم; زیرا، نور حق بالاخره به ثمر مى نشیند و باطل را نابود مى كند.

پی‌نوشت‌ها:
 

[1]. رجال كشّى، ج2، ص816 ; بحار الأنوار، ج50، ص318و319، ح15 ; وسائل الشیعه، ج1، ص38، ح61 .
[2]. الإرشاد، شیخ مفید، ج2، ص39 ; إعلام الورى، ج1، ص436 ; بحارالأنوار، ج44، ص334 .
[3]. كمال الدین، ج2، ص484، ح10 ; الغیبه، شیخ طوسى، ص291، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص271 ; كشف الغمه، ج3، ص338 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1114 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 ; و وسائل الشیعه، ج27، ص140، ح33424 .
[4]. احتجاج، ج2، ص323 ; الخرائج و الحرائج، ج2، ص903 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7.
[5]. كمال الدین، ج2، ص441، ح12 ; الغیبه، طوسى، ص246، ح215 ; بحارالأنوار، ج52، ص30، ح25 .
[6]. احتجاج، ج2، ص323 ; الخرائج و الجرائح، ج2، ص903 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7 .
[7]. احتجاج، ج2، ص289 ; بحارالأنوار، ج25، ص267، ح9 .
[8]. نهج البلاغه، حكمت 469 ; بحارالأنوار، ج39، ص295، ح96
[9]. كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; احتجاج، ج2، ص284 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10
[10]. كمال الدین، ج2، ص511، ح42 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110 ; بحارالأنوار، ج53، ص190و191، ح19 .
[11]. سوره ى عنكبوت، آیه ى 2و3 .
[12]. الغیبه، طوسى، ص287، ح246 ; احتجاج، ج2، ص279 ; بحارالأنوار، ج53، ص193، ح21 .
علی اصغر رضوانی - شرح چهل حدیث حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
 

منبع:شرح چهل حدیث حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

درباره وبلاگ

* طالب سبزم نه آن سبز ریا * سبز هم بازیچه شد ، مهدی (ع) بیا *

با سلام خدمت همه ی شما بزرگواران ، امیدوارم موضوعاتی را که در این وبلاگ عرضه میشود مورد قبول اقا امام زمان (ع) واقع شود ، ان شاءالله

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی



خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی



برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!



تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ام

دوبـاره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی



عمریست كه از حضور او جاماندیم

در خلوت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است كه ما برگردیم

ماییم كه در غیبت كبری ماندیم

اللهم عجل لولیك الفرج


پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام گزینه را بیشتر در این وبلاگ میپسندید؟







نویسندگان
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

برای کمک نقدی به ایتام نیازمند به صورت انلاین و اینترنتی ، میتوانید بر روی بنر های زیر کلیک کنید و مبلغ خود را از طریق اینترنت به حساب یکی از موسسات خیریه زیر واریز کنید:

صابرین
امام صادق(ع) فرموده‌اند : ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. (كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18) امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود: آقاجان! قربانتان بشوم,چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید , فرمودند :"شما که دعای فرج را نمی خوانید!شما دعای سلامتی من را می خوانید(یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن .... ) شما باید دعای الهی عظم البلاء را زیاد بخوانید." بحار الانوار ج99 ص119
فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا. سوره نساء/ایه ۴۴ “در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید!” آیا خدایی که برای آب وضو جانشین قرار داده، ممکن است برای زمان غیبت حجتش جانشین قرار نداده باشد؟ ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است ، قضیه ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ایجاد كرده باشد ، ولایت فقیه چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است ، همان ولایت رسول الله است. اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند ، خدا او (ولی فقیه) را ولی امر قرار داده است( حضرت امام خمینی(ره) )

نظر مشترک عمده ی محققین درباره ی زمان ظهور: علی رغم وقوع تعداد زیادی از علائم ظهور تا عصر حاضر و علی رغم این که دوران حاضر یکی از شبیه ترین ادوار به دوره ی عصر ظهور توصیف شده در روایات است، اما دست خداوند متعال در زمینه ی تعویق یا تسریع امر ظهور بسته نیست و چه بسا با کوتاهی و تعلل شیعیان منتظر و زمینه سازان ظهور، خداوند متعال زمان ظهور را به تعویق بیندازد. در واقع همان خداوندی که پازل نشانه های ظهور را در عصر حاضر در کنار یکدیگر چیده است، به همان اندازه و بلکه بیشتر قدرت دارد تا در صورتی که منتظران بی لیاقتی نشان دادند، در امر زمان ظهور « بداء » حاصل نماید و امر ظهور را به زمان دیگری موکول فرماید و در زمان های آینده نیز افرادی مشابه افراد عصر حاضر و نشانه هایی همچون نشانه های عصر حاضر بیافریند و ظهور را به آینده ای دورتر یا حتی نزدیک تر موکول نماید.
PageRank Checking Icon اخرین اخبار