تبلیغات
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی* - شناخت مختصری از زندگی امام زمان(ع)
* یا صاحب الزمان (علیه السلام) ادرکنی*
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1391 توسط علی | نظرات ()

دوازدهمین پیشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان-عجل الله تعالى فرجه-در نیمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامراء» دیده به جهان گشود. (1) او همنام پیامبر اسلام (م ح م د) و همكنیه آن حضرت (ابو القاسم) است. (2) ولى پیشوایان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده‏اند. (3)

بقیه ی متن در ادامه ی مطلب...

از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4) ، بقیة الله است (5) و مشهورترین آنها «مهدى‏» می باشد. (6)

پدرش، پیشواى یازدهم حضرت امام حسن عسكرى-علیه السلام-و مادرش، بانوى گرامى «نرجس‏» است (7) كه بنام «ریحانه‏» ، «سوسن‏» و «صقیل‏» نیز از او یاد شده است. (8) میزان فضیلت و معنویت نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكیمه‏» خواهر امام هادى-علیه السلام-كه خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت‏بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش، و خود را خدمتگزار او می نامید. (9)

حضرت مهدى دو دوره غیبت داشت: یكى كوتاه مدت (غیبت صغرى) و دیگرى دراز مدت (غیبت كبرى) . اولى، از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت‏ خاصه ادامه داشته و دومى، با پایان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت طول خواهد كشید. (10)

تولد حضرت مهدى علیه السلام از دیدگاه علماى اهل سنت

چنانكه در صفحات آینده توضیح خواهیم داد، اعتقاد به موضوع مهدویت اختصاص به شیعه ندارد، بلكه بر اساس روایات فراوانى كه از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم رسیده، علماى اهل سنت نیز این موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعا تولد حضرت مهدى را انكار مى‏كنند و می‏گویند: شخصیتى كه پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آینده تولد خواهد یافت! (11)

با این حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را یك واقعیت دانسته‏ اند. بعضى از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفى كرده ‏اند. (12)

دیدار حضرت مهدى علیه السلام

چنانكه در سیره امام حسن عسكرى-علیه السلام-بتفصیل نگاشتیم، از آنجا كه حكومت‏ ستمگر عباسى، به منظور دستیابى به فرزند آن حضرت و كشتن او، خانه امام را سخت تحت كنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدى-علیه السلام-بر اساس طرح دقیق و منظمى كه پیشاپیش، از سوى امام در این مورد ریخته شده بود، كاملا به صورت مخفى و دور از چشم مردم (و حتى شیعیان) صورت گرفت.

مستندترین گزارش در این زمینه، از طرف «حكیمه‏» عمه حضرت عسكرى-علیه السلام-رسیده كه از نزدیك شاهد تولد حضرت مهدى-علیه السلام-بوده است. اما باید توجه داشت كه این پنهانكارى به آن معنا نیست كه بعدها یعنى در مدت 5-6 سال آغاز عمر او، كه امام یازدهم در حال حیات بود، كسى آن بزرگوار را ندیده بود، بلكه-چنانكه یك نمونه از آن را در زندگانى حضرت عسكرى نوشتیم-افراد خاصى از شیعیان در فرصتهاى مناسب و گوناگون به دیدار آن حضرت نائل می شدند تا به تولد و وجود وى یقین حاصل كنند و در موقع لزوم به شیعیان دیگر اطلاع دهند.

دانشمندان ما جریان این دیدارها را به صورت گسترده گزارش كرده‏اند (13) ، ولى شاید مهمترین آنها دیدار چهل تن از اصحاب امام عسكرى-علیه السلام-با آن حضرت باشد كه تفصیل آن بدین قرار بوده است:

«حسن بن ایوب بن نوح‏» (14) می گوید:

ما براى پرسش درباره امام بعدى، به محضر امام عسكرى-علیه السلام-رفتیم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعید عمرى[یكى از وكلاى بعدى امام زمان]بپاخاست و عرض كرد: میخواهم از موضوعى سؤال كنم كه درباره آن از من داناترى. امام فرمود: بنشین. عثمان با ناراحتى خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هیچ كس از مجلس بیرون نرود. كسى بیرون نرفت و مدتى گذشت. در این هنگام، امام، عثمان را صدا كرد. او بپاخاست. حضرت فرمود: می‏خواهید به شما بگویم كه براى چه به اینجا آمده ‏اید؟ همه گفتند: بفرمایید. فرمود: براى این به اینجا آمده ‏اید كه از حجت و امام پس از من بپرسید. گفتند: بلى. در این هنگام پسرى نورانى همچون پاره ماه كه شبیه‏ترین مردم به امام عسكرى-علیه السلام-بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود:

«این، امام شما بعد از من و جانشین من در میان شما است. فرمان او را اطاعت كنید و پس از من اختلاف نكنید كه در این صورت هلاك می ‏شوید و دینتان تباه میگردد... » . (15)

علل سیاسى-اجتماعى غیبت

شكى نیست كه رهبرى پیشوایان الهى به منظور هدایت مردم به سر منزل كمال مطلوب است و این امر در صورتى میسر است كه آنها آمادگى بهره بردارى از این هدایت الهى را داشته باشند. اگر چنین زمینه مساعدى در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانى در بین مردم ثمرى نخواهد داشت.

متاسفانه فشارها و تضییقاتى كه بویژه از زمان امام جواد-علیه السلام-به بعد بر امامان وارد شد، و محدودیتهاى فوق العاده‏ اى كه برقرار گردید-به طورى كه فعالیتهاى امام یازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانید-نشان داد كه زمینه‏ مساعد جهت‏ بهره‏مندى از هدایتها و راهبریهاى امامان در جامعه (در حد نصاب لازم) وجود ندارد. از این رو حكمت الهى اقتضا كرد كه پیشواى دوازدهم، بتفصیلى كه خواهیم گفت، غیبت اختیار كند تا موقعى كه آمادگى لازم در جامعه به وجود آید.

البته همه اسرار غیبت‏ بر ما روشن نیست ولى شاید نكته‏اى كه گفتیم رمز اساسى غیبت‏ باشد. در روایات ما، در زمینه علل و اسباب غیبت، روى سه موضوع تكیه شده است:

الف-آزمایش مردم

چنانكه میدانیم یكى از سنتهاى ثابت الهى، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاكان است. صحنه زندگى همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و صبر و تسلیم خویش در پیروى از اوامر خداوند تربیت‏ یافته و به كمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شكوفا گردد.

در اثر غیبت‏ حضرت مهدى، مردم آزمایش می‏شوند: گروهى كه ایمان استوارى ندارند، باطنشان ظاهر مى‏شود و دستخوش شك و تردید مى‏گردند و كسانى كه ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگى در برابر شدائد، پخته‏ تر و شایسته ‏تر میگردند و به درجات بلندى از اجر و پاداش الهى نائل می ‏گردند.

امام موسى بن جعفر-علیه السلام-فرمود: هنگامى كه پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا كسى شما را از دین خارج كند. او ناگزیر غیبتى خواهد داشت، به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقیده خویش بر میگردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش ‏میكند... (16)

از سخنان پیشوایان اسلام بر مى‏آید كه آزمایش به وسیله غیبت‏حضرت مهدى، از سخت‏ ترین آزمایشهاى الهى است (17) . و این سختى از دو جهت است:

1-از جهت اصل غیبت، كه چون بسیار طولانى می‏شود بسیارى از مردم دستخوش شك و تردید می‏گردند. برخى در اصل تولد و برخى دیگر در دوام عمر آن حضرت شك میكنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عمیق، كسى بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقى نمی‏ماند. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم ضمن حدیث مفصلى می‏فرماید: مهدى از دیده شیعیان و پیروانش غایب می‏شود و جز كسانى كه خداوند دلهاى آنان را جهت ایمان، شایسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمی مانند. (18)

2-از نظر سختیها و فشارها و پیشامدهاى ناگوار كه در دوران غیبت رخ مى‏دهد و مردم را دگرگون مى‏سازد، به طورى كه حفظ ایمان و استقامت در دین، كارى سخت دشوار می‏گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار میگیرد. (19)

ب-حفظ جان امام

خداوند، به وسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ كرده است، زیرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگى در میان مردم ظاهر مى‏شد، او رامى‏كشتند (چنانكه تفصیل آن را نوشتیم) . بر این اساس اگر پیش از موعد مناسب نیز ظاهر شود، باز جان او به خطر می‏افتد و به انجام ماموریت الهى و اهداف بلند اصلاحى خود موفق نمی ‏گردد.

«زراره‏» ، یكى از یاران امام صادق-علیه السلام-می‏گوید: امام صادق-علیه السلام-فرمود: امام منتظر، پیش از قیام خویش مدتى از چشمها غایب خواهد شد.

عرض كردم: چرا؟

فرمود: بر جان خویش بیمناك خواهد بود. (20)

ج-آزادى از یوغ بیعت‏ با طاغوتهاى زمان

پیشواى دوازدهم، هیچ رژیمى را، حتى از روى تقیه، به رسمیت نشناخته و نمی ‏شناسد. او مامور به تقیه از هیچ حاكم و سلطانى نیست و تحت ‏حكومت و سلطنت هیچ ستمگرى در نیامده و در نخواهد آمد، چرا كه مطابق وظیفه خود عمل مى‏كند و دین خدا را به طور كامل و بى هیچ پرده پوشى و بیم و ملاحظه‏اى اجرا مى‏كند. بنابراین جاى هیچ عهد و میثاق و بیعت‏با كسى و مراعات و ملاحظه نسبت‏ به دیگران باقى نمی ماند.

«حسن بن فضال‏» مى‏گوید: امام هشتم فرمود: گویى شیعیانم را مى‏بینم كه هنگام مرگ سومین فرزندم[امام حسن عسكرى]در جستجوى امام خود، همه جا را می‏گردند اما او را نمی یابند.

عرض كردم: چرا غایب میشود؟

فرمود: براى اینكه وقتى با شمشیر قیام می‏كند، بیعت كسى در گردن وی نباشد. (21)

غیبت صغرى و كبرى

چنانكه گفتیم، غیبت امام مهدى به دو دوره تقسیم می‏شود: «غیبت صغرى‏» و «غیبت كبرى‏» .

غیبت صغرى از سال 260 هجرى (سال شهادت امام یازدهم) تا سال 329 (سال در گذشت آخرین نایب خاص امام) یعنى حدود 69 سال بود. (22) در دوران غیبت صغرى، ارتباط شیعیان با امام بكلى قطع نبود و آنان، به گونه‏اى خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند.

توضیح آنكه: در طول این مدت، افراد مشخصى (كه ذكرشان خواهد آمد) به عنوان «نایب خاص‏» با حضرت در تماس بودند و شیعیان مى‏توانستند به وسیله آنان مسائل و مشكلات خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت دارند و حتى گاه به دیدار امام نائل شوند. از این رو می‏توان گفت در این مدت، امام، هم غایب بود و هم نبود.

این دوره را مى‏توان دوران آماده سازى شیعیان براى غیبت كبرى دانست كه ‏طى آن، ارتباط شیعیان با امام، حتى در همین حد نیز قطع شد و مسلمانان موظف شدند در امور خود به نایبان عام آن حضرت، یعنى فقهاى واجد شرائط و آشنایان به احكام اسلام، رجوع كنند.

اگر غیبت كبرى یكباره و ناگهان رخ میداد، ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهن ها آماده پذیرش آن نباشد. اما گذشته از زمینه سازی هاى مدبرانه امامان پیشین، در طول غیبت صغرى، بتدریج ذهن ها آماده شد و بعد، مرحله غیبت كامل آغاز گردید. همچنین امكان ارتباط نایبان خاص با امام در دوران غیبت صغرى، و نیز شرفیابى برخى از شیعیان به محضر آن حضرت در این دوره، مسئله ولادت و حیات آن حضرت را بیشتر تثبیت كرد. (23)

با سپرى شدن دوره غیبت صغرى، غیبت كبرى و دراز مدت امام آغاز گردید كه تا كنون نیز ادامه دارد و پس از این نیز تا زمانى كه خداوند اذن ظهور و قیام به آن حضرت بدهد، ادامه خواهد داشت.

غیبت دو گانه امام دوازدهم، سالها پیش از تولد او توسط امامان قبلى، پیشگویى شده و از همان زمان توسط راویان و محدثان، حفظ و نقل و در كتابهاى حدیث ضبط شده است كه به عنوان نمونه به نقل چند حدیث در این زمینه اكتفا مى‏كنیم:

1-امیر مؤمنان-علیه السلام-فرمود:

[امام]غایب ما، دو غیبت‏خواهد داشت كه یكى طولانى‏تر از دیگرى خواهد بود. در دوران غیبت او، تنها كسانى در اعتقاد به امامتش پایدار مى‏مانند كه داراى یقینى استوار و معرفتى كامل باشند. (24) -امام باقر-علیه السلام-فرمود:

[امام]قائم دو غیبت ‏خواهد داشت كه در یكى از آن دو، خواهند گفت: او مرده است... (25)

3-ابو بصیر مى‏گوید: به امام صادق-علیه السلام-عرض كردم: امام باقر می‏فرمود: قائم آل محمد صلى الله علیه و آله و سلم دو غیبت ‏خواهد داشت كه یكى طولانی تر از دیگرى خواهد بود.

امام صادق-علیه السلام-فرمود: بلى، چنین است... (26)

4-حضرت صادق-علیه السلام-فرمود:

امام قائم دو غیبت‏ خواهد داشت: یكى كوتاه مدت و دیگرى دراز مدت... (27)

سیر تاریخ، صحت این پیشگوییها را تایید كرد و همچنانكه پیشوایان قبلى فرموده بودند، غیبت هاى دوگانه امام عینیت‏ یافت.

نواب خاص (28)

نایبان خاص حضرت مهدى در دوران غیبت صغرى، چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پیشین و از علماى پارسا و بزرگ شیعه بودند كه «نواب اربعه‏» نامیده شده‏ اند. اینان به ترتیب زمانى عبارت بودند از:

1-ابو عمرو عثمان بن سعید عمرى، 2-ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى، 3-ابو القاسم حسین بن روح نوبختى، 4-ابو الحسن على بن محمد سمرى.

البته امام زمان-علیه السلام-وكلاى دیگرى نیز در مناطق مختلف مانند: بغداد، كوفه، اهواز، همدان، قم، رى، آذربایجان، نیشابور و... داشت كه یا به وسیله این چهار نفر، كه در راس سلسله مراتب وكلاى امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت می ‏رساندند (29) و از سوى امام در مورد آنان «توقیع‏» هایى (30) صادر مى‏شده است. (31) و یا-آن گونه كه بعضى از محققان احتمال داده‏ اند-سفارت و وكالت این چهار نفر، وكالتى عام و مطلق بوده ولى دیگران در موارد خاصى وكالت و نیابت داشته ‏اند (32) . مانند:

محمد بن جعفر اسدى، احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابراهیم بن محمد همدانى، احمد بن حمزة بن الیسع (33) ، محمد بن ابراهیم بن مهزیار (34) ، حاجز بن یزید، محمد بن صالح (35) ، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، محمد بن على بن بلال، عمر اهوازى، و ابو محمد وجنائى (36) .

1-ابو عمرو عثمان بن سعید عمرى

عثمان بن سعید از قبیله بنى اسد بود و به مناسبت‏ سكونت در شهر سامراء، «عسكرى‏» نیز نامیده می شد. در محافل شیعه از او به نام «سمان‏» (-روغن فروش) یاد می ‏شد، زیرا به منظور استتار فعالیتهاى سیاسى، روغن فروشى می‏كرد و اموال متعلق به امام را، كه شیعیان به وى تحویل می دادند، در ظرفهاى روغن قرار داده به محضر امام عسكرى مى‏رساند. (37) او مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود. (38) گفتنى است كه عثمان بن سعید قبلا نیز از وكلا و یاران مورد اعتماد حضرت هادى و حضرت عسكرى-علیهما السلام-بوده است. «احمد بن اسحاق‏» كه خود از بزرگان شیعه مى‏باشد، می گوید:

روزى به محضر امام هادى رسیدم و عرض كردم: من گاهى غایب و گاهى (در اینجا) حاضرم و وقتى هم كه حاضرم همیشه نمی توانم به حضور شما برسم. سخن چه كسى را بپذیرم و از چه كسى فرمان ببرم؟

امام فرمود: «این ابو عمرو (عثمان بن سعید عمرى) ، فردى امین و مورد اطمینان من است، آنچه به شما بگوید، از جانب من مى‏گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من مى‏رساند» .

احمد بن اسحاق می گوید: پس از رحلت امام هادى-علیه السلام-روزى به حضور امام عسكرى-علیه السلام-شرفیاب شدم و همان سؤال را تكرار كردم.

حضرت مانند پدرش فرمود: این ابو عمرو مورد اعتماد و اطمینان امام پیشین، و نیز طرف اطمینان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید از جانب من مى‏گوید و آنچه به شما برساند از طرف من مى‏رساند. (39)

پس از رحلت امام عسكرى، مراسم تغسیل و تكفین و خاكسپارى آن حضرت ‏را، در ظاهر، عثمان بن سعید انجام داد. (40) نیز همو بود كه روزى در حضور جمعى از شیعیان به فرمان امام عسكرى-علیه السلام-و به نمایندگى از طرف آن حضرت، اموالى را كه گروهى از شیعیان یمن آورده بودند، از آنان تحویل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنى بر اینكه با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت‏به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: گواه باشید كه عثمان بن سعید وكیل من است، و پسرش محمد نیز، وكیل پسرم مهدى خواهد بود. (41) همچنین، در پایان دیدار چهل نفر از شیعیان با حضرت مهدى-كه شرح آن در اوائل این بخش گذشت-حضرت خطاب به حاضران فرمود:

آنچه عثمان[بن سعید]میگوید، از او بپذیرید، مطیع فرمان او باشید، سخنان او را بپذیرید، او نماینده امام شماست و اختیار با اوست. (42)

تاریخ وفات عثمان بن سعید روشن نیست. برخى احتمال داده‏اند او بین سالهاى 260-267 درگذشته باشد و برخى دیگر فوت او را در سال 280 دانسته‏ اند. (43)

پی نوشتها:

1) شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبة بصیرتی، ص 346-فتال نیشابورى، روضة الواعظین، الطبعة الاولى، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1406 ه. ق، ص 292-كلینی، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه. ق، ج 1، ص 514-طوسی، الغیبة، تهران، مكتبة نینوى الحدیثة، ص 141-طبرسی، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، تهران، دار الكتب الاسلامیة، ص 418-ابن صباغ مالكى، الفصول المهمة، ط قدیم (بى تا) ، ص 310.

در بعضى از مآخذ، تاریخ تولد حضرت، سال 256 هجرى ضبط شده است (صدوق، كمال الدین، قم، مؤسسة النشر الاسلامی (التابعة) لجماعة المدرسین بقم المشرفة، 1405 ه. ق، ص 432-طوسی، الغیبة، ص 139 و 147) و در برخى دیگر، سال 258 (على بن عیسى الاربلى، كشف الغمة، تبریز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه. ق، ج 3، ص 227-ابن ابی الثلج‏بغدادی، تاریخ الائمة، قم، مكتبة بصیرتی (ضمن مجموعه نفیسه) ، ص 15) ذكر شده است و ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری آن را در سال 257 مى‏داند (دلائل الامامة، الطبعة الثالثة، قم، منشورات الرضی، ص 271 و 272) .

2) شیخ مفید، همان كتاب، ص 346-طبرسى، همان كتاب، ص 417-اربلی، همان كتاب، ص 227-ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

3) صدوق، همان كتاب، ص 648-كلینی، همان كتاب، ص 332-مجلسی، بحار الانوار، تهران، المكتبة الاسلامیة، 1393 ه. ق، ج 51، ص 31-34. ولى آیا نهى ائمه از ذكر نام مخصوص آن حضرت، یك اقدام سیاسى مقطعى و مربوط به دوران غیبت صغرى بوده یا اینكه حرمت ذكر نام آن حضرت تا هنگام ظهور و قیامش باقى است؟ در میان علماى شیعه مورد اختلاف است (ر. ك به: حاج میرزا حسین طبرسی نورى، النجم الثاقب، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، باب 2، ص 48 و 49) .

4) طبرسى، همان كتاب، ص 418-ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

5) مسعودى، اثبات الوصیة، الطبعة الرابعة، نجف، المطبعة الحیدریة، 1374 ه. ق، ص 248.

6) ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

7) شیخ مفید، همان كتاب، ص 346-صدوق، همان كتاب، ص 432-طبرسی، همان كتاب، ص 418-مسعودى، همان كتاب، ص 248-فتال نیشابورى، همان كتاب، ص 283-طوسى، همان كتاب، ص 143-محمد بن جریر بن رستم طبرى، همان كتاب، ص 268-ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

8) صدوق، همان كتاب، ص 432 و ر. ك به: روضة الواعظین، ص 292. برخى از محققان معاصر، احتمال داده‏اند كه نام او همان نرجس باشد، و اسامى دیگر به جز صقیل را بانوى پیشین او حكیمه دختر امام جواد-علیه السلام-به وى داده باشد (بنا بر روایاتى، او قبلا كنیز حكیمه بوده است) . مردم آن زمان كنیزان خویش را براى خوشامدگویى، به اسامى گوناگون مى‏خواندند و نرجس، ریحانه و سوسن همه اسامى گلها هستند (دكتر حسین جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سید محمد تقى آیت اللهى، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات امیر كبیر، 1367 ه. ش، ص 114) .

9) فتال نیشابورى، همان كتاب، ص 283-صدوق، همان كتاب، ص 427-مجلسى، همان كتاب، ج 51، ص 12.

10) شیخ مفید، همان كتاب، ص 346.

11) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، قاهره، دار احیاء الكتب العربیة، 1960 م، ج 7، ص 94 و ج 10، ص 96.

12) فقیه ایمانى، مهدى، مهدى منتظر در نهج البلاغه، اصفهان، كتابخانه عمومى امیر المؤمنین على-علیه السلام-، ص 23، 39.

تعدادى از این منابع كه در دسترس نگارنده است و تولد حضرت مهدى به صراحت در آنها بیان شده، به قرار زیر است:

ابن حجر هیتمى، الصواعق المحرقة، ط 2، قاهره، 1385 ه. ق، ص 208-شبراوى، الاتحاف بحب الاشراف، ط 2، قم، منشورات الرضی، 1363 ه. ش، ص 179-محمد امین بغدادى سویدى، سبائك الذهب فی معرفة قبائل العرب، بیروت دار صعب، ص 78-مؤمن شبلنجى، نور الابصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسینی، ص 168-شیخ محمد صبان، اسعاف الراغبین، (در حاشیه نور الابصار) ، ص 141-ابن اثیر، الكامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ج 7، ص 274 (حوادث سال 260) -حمد الله مستوفى، تاریخ گزیده، چاپ دوم، تهران، انتشارات امیر كبیر، 1362 ه. ش، ص 207-ابن طولون، الائمة الاثنى عشر، قم، منشورات الرضی، ص 117-ابن صباغ مالكى، الفصول المهمة، (بى تا) ، ص 310-شیخ سلیمان قندوزى، ینابیع المودة، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 36.

13) صدوق، همان كتاب، ص 434-478. شیخ مفید، همان كتاب، ص 350 و 351-شیخ سلیمان قندوزى، ینابیع المودة، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 123-125.

14) چنانكه در سیره امام هادى-علیه السلام-نوشتیم،ایوب بن نوح یكى از وكلاى آن حضرت بوده است.

15) طوسى،همان كتاب،ص 204 و ر.ك به:صدوق،همان كتاب،ص 435-مجلسى،همان كتاب،ج 51، ص 346-شیخ سلیمان قندوزى،همان كتاب،ج 3،ص 123-(آیت الله)صافى،لطف الله،منتخب الاثر،تهران،مركز نشر كتاب،1373 ه.ق،ص 355.

16) شیخ طوسى،همان كتاب،ص 204-نعمانى،الغیبة،تهران،مكتبة الصدوق،ص 154-مجلسى، بحار الانوار،تهران،المكتبة الاسلامیة،1393 ه.ق،ج 51،ص 150 و ر.ك به:اصول كافى، تهران،مكتبة الصدوق،1381 ه.ق،ج 1،ص 337.

17) طوسى،همان كتاب،ص 203-207-صافى،همان كتاب،باب 47،ص 314 و 315.

18) صافى،همان كتاب،فصل 1،باب 8،ص 101،ح 4.

19) (آیت الله)صافى،لطف الله،نوید امن و امان،تهران،دار الكتب الاسلامیة،ص 177 و 178.

20) كلینى،همان كتاب،ج 1،ص 337-طوسى،همان كتاب،ص 202-صدوق،همان كتاب،ص 481-صافى،منتخب الاثر،فصل 2،باب 28،ص 269-نعمانى،همان كتاب،ص 166.

21) صدوق،كمال الدین،باب 44،ص 480،ح 4-مجلسى،همان كتاب،ج 51،ص 152-صافى،منتخب الاثر،فصل 2،باب 25،ص 268،ح 3.

22) مرحوم شیخ مفید آغاز غیبت صغرى را از سال تولد آن حضرت(سال 255)حساب كرده است(الارشاد،ص 346)و با این محاسبه،دوران غیبت صغرى،75 سال مى‏شود.طبعا نظریه مرحوم مفید از این لحاظ بوده است كه حضرت مهدى در زمان حیات پدر نیز حضور و معاشرت چندانى با دیگران نداشته و از نظر كلى غایب محسوب مى‏شده است.

گویا بر اساس همین ملاحظه است كه محققانى مانند:طبرسى،سید محسن امین،و آیت الله سید صدر الدین صدر نیز آغاز غیبت صغرى را از سال میلاد آن حضرت،و مدت آن را 74 سال دانسته‏اند(اعلام الورى،ص 444-اعیان الشیعة،بیروت،دار التعارف للمطبوعات،ج 2،ص 46-المهدی،بیروت،دار الزهراء،1398 ه.ق،ص 181).

23) صدر،سید صدر الدین،المهدی،بیروت،دار الزهراء،1398 ه.ق،ص 183-پیشواى دوازدهم امام زمان،نشریه مؤسسه در راه حق،ص 38.

24) شیخ سلیمان قندوزى،ینابیع المودة،بیروت،مؤسسة الاعلمی للمطبوعات،ج 3،باب 71، ص 82.

25) نعمانى،همان كتاب،ص 173.

26) نعمانى،همان كتاب،ص 173.

27) نعمانى،همان كتاب،ص 170.نیز ر.ك به:منتخب الاثر،فصل 2،باب 26،ص 251-253.

28) در آن روزگار،به جاى‏«نیابت‏»و«نواب‏»بیشتر تعبیر«سفارت‏»و«سفراء»به كار برده مى‏شد.

29) چنانكه طبق نقل شیخ طوسى،حدود ده نفر در بغداد به نمایندگى از طرف محمد بن عثمان فعالیت مى‏كردند(الغیبة،ص 225).

30) توقیع به معناى حاشیه نویسى است و در اصطلاح علماى شیعه به نامه‏ها و فرمانهایى كه در زمان غیبت صغرى از طرف امام به شیعیان مى‏رسیده توقیع گفته مى‏شود.

31) صدر،المهدی،ص 189.

32) امین،سید محسن،اعیان الشیعة،ج 2،ص 48.

33) طوسی،الغیبة،ص 257،258.

34) كلینی،اصول كافی،ج 1،ص 518،ح 5.

35) كلینى،همان كتاب،ص 521،ح 14 و 15.

36) طبرسی،اعلام الورى،ص 444.

37) طوسی،الغیبة،تهران،مكتبة نینوى الحدیثة،ص 214.

38) طوسی،همان كتاب،ص 216.

39) طوسی،الغیبة،ص 215.

40) طوسی،همان كتاب،ص 216.

41) طوسى،همان كتاب،ص 216.

42) طوسی،همان كتاب،ص 217.

43) دكتر حسین،جاسم،تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم،ترجمه دكتر سیدمحمد تقى آیت اللهی،چاپ اول،تهران،مؤسسه انتشارات امیر كبیر،1367 ه.ش،ص 155 و 156.

كتاب: سیره پیشوایان، ص. 665

نویسنده: مهدى پیشوائى

منبع : http://rasoolnoor.com



درباره وبلاگ

* طالب سبزم نه آن سبز ریا * سبز هم بازیچه شد ، مهدی (ع) بیا *

با سلام خدمت همه ی شما بزرگواران ، امیدوارم موضوعاتی را که در این وبلاگ عرضه میشود مورد قبول اقا امام زمان (ع) واقع شود ، ان شاءالله

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی



خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی



برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!



تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ام

دوبـاره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی



عمریست كه از حضور او جاماندیم

در خلوت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است كه ما برگردیم

ماییم كه در غیبت كبری ماندیم

اللهم عجل لولیك الفرج


پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام گزینه را بیشتر در این وبلاگ میپسندید؟







نویسندگان
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

برای کمک نقدی به ایتام نیازمند به صورت انلاین و اینترنتی ، میتوانید بر روی بنر های زیر کلیک کنید و مبلغ خود را از طریق اینترنت به حساب یکی از موسسات خیریه زیر واریز کنید:

صابرین
امام صادق(ع) فرموده‌اند : ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. (كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18) امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود: آقاجان! قربانتان بشوم,چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید , فرمودند :"شما که دعای فرج را نمی خوانید!شما دعای سلامتی من را می خوانید(یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن .... ) شما باید دعای الهی عظم البلاء را زیاد بخوانید." بحار الانوار ج99 ص119
فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا. سوره نساء/ایه ۴۴ “در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید!” آیا خدایی که برای آب وضو جانشین قرار داده، ممکن است برای زمان غیبت حجتش جانشین قرار نداده باشد؟ ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است ، قضیه ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ایجاد كرده باشد ، ولایت فقیه چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است ، همان ولایت رسول الله است. اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند ، خدا او (ولی فقیه) را ولی امر قرار داده است( حضرت امام خمینی(ره) )

نظر مشترک عمده ی محققین درباره ی زمان ظهور: علی رغم وقوع تعداد زیادی از علائم ظهور تا عصر حاضر و علی رغم این که دوران حاضر یکی از شبیه ترین ادوار به دوره ی عصر ظهور توصیف شده در روایات است، اما دست خداوند متعال در زمینه ی تعویق یا تسریع امر ظهور بسته نیست و چه بسا با کوتاهی و تعلل شیعیان منتظر و زمینه سازان ظهور، خداوند متعال زمان ظهور را به تعویق بیندازد. در واقع همان خداوندی که پازل نشانه های ظهور را در عصر حاضر در کنار یکدیگر چیده است، به همان اندازه و بلکه بیشتر قدرت دارد تا در صورتی که منتظران بی لیاقتی نشان دادند، در امر زمان ظهور « بداء » حاصل نماید و امر ظهور را به زمان دیگری موکول فرماید و در زمان های آینده نیز افرادی مشابه افراد عصر حاضر و نشانه هایی همچون نشانه های عصر حاضر بیافریند و ظهور را به آینده ای دورتر یا حتی نزدیک تر موکول نماید.
PageRank Checking Icon اخرین اخبار